امشب نیاز من به تو بیشتر ز شب های دیگر

امشب نوای من ز غم بیشتر ز شب های دیگر

 

امشب غریب و در بدر در هجر روی ماهتاب

شامم سیه گشته کنون بیشتر ز شب های دیگر

 

امشب پریشان و غمین، امشب پر از غصه دلم

در فکر این بیچارگی بیشتر ز شب های دیگر

 

امشب هوای شعر و بیت سویم نگاه حتی نکرد

تنگ است دلم از بیکسی بیشتر ز شب های دیگر

 

امشب چه رنگیست آسمان بُغص کرده و نا مهربان

رحمش نمی آید به من بیشتر ز شب های دیگر

 

امشب شراب و میکده، ساقی و هم بزمان او

نیشه نمی سازند مرا بیشتر ز شب های دیگر

 

امشب به مسجد هم نخواهند ماند ما خسته دلان

بُخل و حسادت گشته است بیشتر ز شب های دیگر

 

امشب قرینت در کجا جبران تنهایی کند ؟

مهتاب من لطفی بکن بیشتر ز شب های دیگر

 

پرویز قرین

 

کابل

 

۲۲/۱/۱۳۸۹