جای ِ خالی ِ زندگی ............

www.keyvan-67.blogfa.com

*** جای ِ خالی ِ زندگی ***

یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی!

دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست.

من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات،‌ کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...

دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت را که دیرزمانی است در سیل باد بی وفای زمانه گم کرده ام.

هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است... .

شاید اگر جای تو بودم ؛ کمی، فقط کمی برای مرگ تدریجی نیلوفرهای خاطره اشک می ریختم ، شاید اگر جای تو بودم ؛ طاقت دیدن چشم های خیره و خسته ات را نداشتم، شاید اگر جای تو بودم؛ بلور بغضم را با تلنگری آسان می شکستم تا بدانی، تا بدانی که چقدر دوستت دارم... .

روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!

این بار به دیدنت آمده ام ، برایت گلاب آورده ام ، دستهایم تنها سنگ سردِ خانه ات را احساس می کنند اما بدان یاس های سپید احساسمان هنوز گرم گرم اند

روز مادر به همه مبارک

پرویز قرین

قبل از همه روز مادر به همه عزیزان مبارک :

فردای منی ای همه ديروز من از تو

ای آنکه دو چندان شده تقديس زن از تو

 روزی که خدا باز مرا زنده بخواهد

بايد بدمد در دهنم يک دهن از تو

در جسم تو جاری شده از روح خدايان

يا وام گرفتند خدايان بدن از تو

والاتر از آنی که در اين شعر بگنجی

کوچکتر از آنم که بگويم سخن از تو

سر سبز ترين فصل در اين زردی پاييز

بگذار بپوشد غزلم پيرهن از تو

عشق واقعی اینست...........

پروردگارا ............

پروردگارا

کمکم کن

 کمکم کن که بتوانم پنچره ی دلم راروبه حقیقت بگشایم


خدایا


یاریم کن که مرغ خسته دلم راکهدیری است دراین قفس زندانی است


 دراسمان آبی عشق توپروازدهم


خدایا


پروردگارا


یاریم کن که شوق پروازراهمیشه درخود زنده نگهدارم


خدایا


توخود می دانی که بدترین دردبرای یک انسان


 دورماندن ازحقیقت خویشتن


 ورهاشدن


پس توای کردگار بی همتا


 مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم


 تابتوانم روزبه روزبه تو که سر چشمه تمام


 حقیقت هایی نزدیک ونزدیکتر شوم


خدایا


همیشه گفته ام که تورادوست دارم


حالا هم باتمام وجود فریاد می زنم

 

خدایا

دوستت دارم...دوستت دارم

 دوستت دارم

سلام ......

 

ساختم با آتش دل لاله زاري شد مرا

سوختم خار تعلق نوبهاري شد مرا

 

سينه را چون گل زدم چاك اول از بيطاقتي

آخر از زندان تن راه فراري شد مرا

 

هر چراغي در ره گمگشته اي افروختم

در شب تار عدم شمع مزاري شد مرا

 

دل به داغ عشق خوش كردم گل از خارم دميد

خو گرفتم با غم دل غمگساري شد مرا

 

گوهر تنهائي از فيض جنون دارم به دست

گوشه ي ويرانه گنج شاهواري شد مرا

 

كج نهادان را از كس باور نيايد حرف راست

عيب خود بي پرده گفتم پرده داري شد مرا

 

پيش پيكان بلا سنگ مزارم شد سپهر

جا به صحراي عدم كردم حصاري شد مرا

 

چون نسوزم شمع سان ؟كز داغ محرومي رهي

بر جگر هر شعله ي آهي شراري شد مرا