امروز هم گذشت
در لابلای درد امروز هم گذشت
در گریه و سکوت امروز هم گذشت
چیزی به دل نبود جز آه آتشین
در آه و آتشش امروز هم گذشت
دیشب نوای دل آمیخته با سکوت
در اوج بیکسی امروز هم گذشت
دل را به غمزه ای برد و وفا نکرد
در سوگ رفتنش امروز هم گذشت
من ماندم و غمم با کوله بار درد
با اشک و رنج و آه امروز هم گذشت
تنگ است دهرِ دون در بی تو بودنم
اما چه چاره ای امروز هم گذشت
بیت و غزل دیگر سر مست نمی کنند
بی بیت و بی غزل امروز هم گذشت
شور و شعف به من دیگر نگاه نکرد
با غم قرینم و امروز هم گذشت
پرویز قرین
۲۵/۱۲/۱۳۸۸
کابل





