تو محبت قرینی

تو ماهی تو چراغی تو سپیدی و فروغی
تو به دلهای شکسته به مثل صبح امیدی
تو شعری تو بیتی تو غزل های دل من
تو رومانی و به هر جا به دل هر که بخواهی
تو زمینی تو زمانی و برایم شب و روزی
آسمانی و ستاره به دلم کوه غروری
تو چناری و تو بیدی تو درخت محکم عشق
تو به قول رند و زاهد به محبتت چو کوهی
تو سروی تو بلندی تو فرشته خدایی
تو گل باغ بهشتی تو نسیم صبحگاهی
تو نیلوفر و تو نرگس تویی مریم و شقایق
تو به اذعان چمن ها به گمان من بهاری
تو شریفی تو نجیبی تو سزاوار ستایش
نکنم غلط دوباره تو ز نوری نه ز خاکی
تو عشقی تو صفایی تو محبت قرینی
سر به پایت سجده دارم به خدا که تو خدایی
پرویز قرین
کابل
۲۴/۱۲/۱۳۸۸
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۲/۲۴ ساعت ۵ ب.ظ توسط پرویز قرین
|