عید مبارک

سلام به همه و عید سعید قربان مبارک

راستش امروزم همه داخل استدیو گذشت و از بیرون هیج اطلاعی ندارم

امیدوارم عید خوب و خوشی را سپری کنید

باز هم عید مبارک

غزلهای عاشق

 من از تبار آه و غمم تو ز عشق و نور

من پست پست پستم و تو کوه از غرور

 

من قطره های اشکم و من ذره های درد

تو از میان عشق خدا می کنی عبور

 

من غصه دار چشم خمار تو گشته ام

تو از تبار فصل بهاری و پر سرور

 

غمنامه می ترواد اگر از گلوی من

اسرافیل زمانه کشیده ست بانگ سور

 

شعرم اگر به طرز غزلهای عاشق است

موسی کلیم گشته خدا را به کوه طور

 

پرویز قرین

 

کابل

 

۲۰/۸/۱۳۸۹

تو بگو گل من

 

 

گفتی مرا ببوس، چه گونه؟ لبان کجاست ؟

زیبای من که بوسه زنم جسم و جان کجاست؟

 

شور است در دلم که بیایم به سوی تو

آخر بگو عزیز دلم آن توان کجاست؟

 

این قلب خسته ام ز هیاهوی روزگار

میل تو دارد و ولی این جا مکان کجاست؟

 

از بس که میزبان غم و درد و غصه ام

چشم و دلی برای تقاضای آن کجاست؟

 

بره به شوق داشتن پستان مادر است

اما ز ترس می نگرد که شبان کجاست؟

 

من هم به فکر بودن تو در کنار خویش

می سوزم و بگو گل من ناودان کجاست؟

 

شاید به این خیال روم تا به پای گور

اما دلی چو ابر خدا مهربان کجاست؟

 

کابل

 

۱/۷/۱۳۸۹