تو بگو گل من
گفتی مرا ببوس، چه گونه؟ لبان کجاست ؟
زیبای من که بوسه زنم جسم و جان کجاست؟
شور است در دلم که بیایم به سوی تو
آخر بگو عزیز دلم آن توان کجاست؟
این قلب خسته ام ز هیاهوی روزگار
میل تو دارد و ولی این جا مکان کجاست؟
از بس که میزبان غم و درد و غصه ام
چشم و دلی برای تقاضای آن کجاست؟
بره به شوق داشتن پستان مادر است
اما ز ترس می نگرد که شبان کجاست؟
من هم به فکر بودن تو در کنار خویش
می سوزم و بگو گل من ناودان کجاست؟
شاید به این خیال روم تا به پای گور
اما دلی چو ابر خدا مهربان کجاست؟
کابل
۱/۷/۱۳۸۹
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ ساعت ۲ ب.ظ توسط پرویز قرین
|