در سوگ پدر
تقدیم به روح شهید راه حقیقت بابه مزاری
رفتی و در غم تو شکوه کنم یا نکنم
رخت غم را بتن و ناله کنم یا نکنم
رفتی و ملتی را فاقد بابا کردی
پدرم ! من ز غمت گریه کنم یا نکنم
دل هر کس ز غمت آه جدایی دارد
من به سوگت غزلی تازه کنم یا نکنم
عاشقی در ره عشقش به بیابان برود
من دل و جان به فدایت بکنم یا نکنم
خطبه ات درس عدالت به جهانیان آموخت
سخنان ات به دلم مایه کنم یا نکنم
رفتنت موج و تلاطم ز قفا داشت ولی
اشک چشمم به رهت قطره کنم یا نکنم
تو شهیدی و مکانت به بهشت است؛ آری
پس ز دوزخ نهراسم تو بگو خنده کنم یا نکنم
بعد از ده و چار سال گرامیست در خاطره ها
در رثایت غزلی هدیه کنم یا نکنم
خواننده گان عزیز فقط خواستم من هم در پانزدهمین
سالروز شهادت بابه مزاری سهمی داشته باشم
لذا اگر اشتباه داشته باشد معذرت مرا بپذیرید
پرویز قرین
۲۲/۱۲/۱۳۸۸
کابل
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۲/۲۳ ساعت ۵ ب.ظ توسط پرویز قرین
|
