فرا رسیدن ماه ضیافت بر همگان مبارک باد!!!           

                        
قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟

از كجا وز كه خبر آوردي ؟
 

خوش خبر باشي ، اما ،‌اما

گرد بام و در من
 

بي ثمر مي گردي

انتظار خبري نيست مرا
 

نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري

برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس
 

برو آنجا كه تو را منتظرند

 قاصدك

در دل من همه كورند و كرند
 

دست بردار ازين در وطن خويش غريب
 

قاصد تجربه هاي همه تلخ

 با دلم مي گويد

 كه دروغي تو ، دروغ

 كه فريبي تو. ، فريب

 قاصدك هان ، ولي ... آخر ... اي واي

 راستي آيا رفتي با باد ؟

با توام ، آي! كجا رفتي ؟ آي

راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟

مانده خاكستر گرمي ، جايي ؟

 در اجاقي طمع شعله نمي بندم خردك شرري هست هنوز ؟

 قاصدك

ابرهاي همه عالم شب و روز

 در دلم مي گريند