دل پر از هوس
آمدم این جا تا ترک می و ساغر کنم
یا که خود مفتون آن چشمان غارتگر کنم
آمدم در شهر تو با کوله بار از غزل
در هوای اینکه اینجا شعری دیگر سر کنم
آمدم تا در لوای عشق تو ای آفتاب
درس خوانم تا که کار عاشقی را بر کنم
آمدم تا بیت بیتم را به اوراق دلت
خط به خط نقش و نگاری ها ز آب زر کنم
آمدم تا در کنار نوکرانت گام به گام
پا نه؛ با سر بدوم تا خدمتی بهتر کنم
آمدم دلقک شدم با چهره های مختلف
تا بتانم لحظه های مجلست خوشتر کنم
آمدم از راه دور و خسته ام ای گلبدن
لطف کن یک جام می تا نیشه ای دیگر کنم
آمدم قرین گشتم با دل پر از هوس
بیا در آغوشت بگیر تا از لبت لب تر کنم
پرویز قرین
۲۶/۱۲/۱۳۸۸
کابل
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۱/۰۴ ساعت ۷ ب.ظ توسط پرویز قرین
|